و اگر نمرده باشند

!زنده اند و به زندگی شان ادامه می دهند

 
زندانیِ دیوارهای خوش‌آهنگ ِ الفاظ ِ بی‌زبان* یا وقتی جاآدمی به حساب خود می رسد!
جاآدمی اینو اینجا گذاشت: ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ آبان ۱۳۸٧
 

اولش به نظر می آید که هیچ مسئولیتی در قبال هیچ کس به گردن نگرفتن مطمئن ترین راه است، با این حال وقتی کاری از دستم بر می آید برای کسی، انجام ندادنش سخت است. زندگی مطابق اصول اخلاقی مندرج کتب نیست. گفتن اش گاهی ساده است. خیلی ساده. اینکه وارسته باش و دل به جیفه ی دنیا نبند را هزاران سال است که گفته اند و شنیده ایم. با این حال چند بار واقعا وقتی پای دارایی های خودم در بین بوده وارسته عمل کرده ام؟ لحظه های زیادی را به خاطر دارم که چیزی را بر کسی ترجیح داده ام. افتخار آمیز نیست، ولی کتمانش بیشتر آزار دهنده است.

*****

گفتنش ساده است. ولی از این به بعد تکرار نکردنش...

 

* از «تا شکوفه‌ی سُرخ یک پیراهن» شاملو


 
comment آدم-گفته ها ()