و اگر نمرده باشند

!زنده اند و به زندگی شان ادامه می دهند

 
با این وجود می گویم و می نویسم
جاآدمی اینو اینجا گذاشت: ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
 

چند وقت پیش داشتم فکر می کردم به اینجا. به نوشتن. به خوانده شدن. به شنیده شدن.

فکر تا وقتی که بیان نشده در امان است. در ذهن، درست همان طور که پرداخته شده، بی تحریف. اما وقتی که بر بال کلام پرکشید و رفت، دیگر در اختیار گوینده نیست. هرکسی با واژگان خودش آن را تفسیر می کند. بعد ممکن است تفسیر خود را برای کسی دیگر تعریف کند. و او هم در چارچوب زبان خود برداشتی خواهد داشت که شاید نزدیک باشد به آنچه در آغاز بود، شاید هم دور؛ خیلی دور. و این مسیر ادامه می یابد. آن قدر که گاهی که از سر تصادف مسیر دور می زند و به نقطه ی آغاز می رسد، سخت است شناسایی اش. شاید هم به خاطر فراموشی باشد، اما تغییرها هم کوچک نیستند.


 
comment آدم-گفته ها ()