و اگر نمرده باشند

!زنده اند و به زندگی شان ادامه می دهند

 
تاوان
جاآدمی اینو اینجا گذاشت: ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧
 

درد هست و خواب آلودگی و خستگی و تمایل به نوشتن. ملغمه ای در هم. مثل همان چیزهایی که تند تند و بدون فکر خوردم و حالا تاوان پس می دهم. باز جای شکرش باقی است. تنهایی بارش را دارم به دوش می کشم. باری هم نیست البته. می دانی، جسم آدم اغلب این طور است. مراعاتش را که نکنی، خیلی زود تاوان پس می دهی. و هر طور هست می گذرد. آخرش مرگ است دیگر. می گذرد. اما با آدم های دیگر نمی توان این طور برخورد کرد. اگر ندانسته ضربه ای وارد کردی، یک موقعی می فهمی که دیگر دیر شده. اگر بخت یار باشد، ممکن است بتوانی تاوانش را بپردازی خودت به تنهایی. اما گاهی دیگری هم درد می کشد به خاطر اشتباه تو. و تو هیچ راهی نمی شناسی برای تسکینش.

می گفت «طول می کشه، ولی خوب می شه» آخر فیلم سگ کشی بود. اما نگفت چه قدر. نگفت که بعضی وقت ها خوب شدن تو تنها کافی نیست. نگفت که وقتی زخم می زنیم، خودمان هم آسیب می بینیم. نگفت که زخم خوب می شود اما جایش می ماند تا مدت ها. نگفت که... خیلی چیزها را نگفت. گذاشت که خودت تا تهش را بخوانی با همان یک جمله.


 
comment آدم-گفته ها ()