راست می گویی

راست می گویی. من هم گاهی دلم می خواهد حرف بزنم. لحظاتی هست که درد اوج می گیرد. تنها تسکین، گفتن است. بیرون ریختن. اما نگرانی از قضاوت هم هست. ترس از اینکه مبادا بیش از حد جدی گرفته شوی. خودت هم می دانی که آن قدرها هم بزرگ نیست. اما نیاز به غرولند گاهی عجیب دامنگیر آدم می شود و می خواهی بگویی، اما نمی خواهی بشنوی. نمی خواهی به یاد بماند. راست می گویی...

 

 

پ.ن. مهم است یافتنِ مأمنی که بتوانی در آن راحت و بی دغدغه شلنگ تخته بیندازی! بی نگرانی از شکستن ها...

/ 0 نظر / 7 بازدید