اینجا را دوست داشتم. دوست داشتن از آن فعل هایی است که معنای ماضی و مضارع اش خیلی فرق دارد. در زمان حال پر است از نشاط و شادی ولی وقتی گذشت، یا طعم بی تفاوتی می گیرد، یا پر از دلتنگی می شود و حسرت. اینجا را دوست می داشتم. دهانم پر از طعم بی تفاوتی می شود با این جمله. شاید چون تمام علاقه ای را که به اینجا داشتم بخشیدم به جایی دیگر. شاید چون دیدم زنده کردن یک مرده، از به دنیا آوردن یک طفل سخت تر است.

به خاطرات پیوست. عبور باید کرد.

/ 0 نظر / 5 بازدید