همین است...

"People never seemed to notice that, by saving time, they were losing something else. No one cared to admit that life was becoming ever poorer, bleaker and more monotonous. The ones who felt this most keenly were the children, because no one had time for them anymore. But time is life itself, and life resides in the human heart. And the more people saved, the less they had. "
Michael Ende

/ 3 نظر / 11 بازدید
هدیه

فوق العاده می نویسی دختر!

هدیه

نه. فکر نکنم بشناسمت. اما می شناسمت. مثل یه عکس قدیمی آشنا که می شناسیش، اما اسمش یادت نمی یاد. امیدوارم درک کنی منظورم رو. و احساس می کنم بزودی بیشتز آشنا می شیم.

هدیه

"...با این حال اتفاقات خوب هم کم نیست. مثلا آشنا شدن با کسی در طول یک مکالمه ی یک ساعته. و بعد امیدوار بودن که شاید یک روز دوباره دلش بخواهد که با هم حرف بزنیم...." جمله آشنا نیست؟